منشور تجدید اهل هنر
منشور تجدید اهل هنر
مه اولیای خدا در عصر خویش و در میان معاصران خویش غریب بوده اند و وای بر ما اگر این ولی خدا نیز در میان ما غریب باشد. و مگر نیست؟ آیا ما به راستی دریافته ایم كه او كیست و چه می گوید؟ آیا ما به راستی سر به فرمان او سپرده ایم و دیگر «خودی» درمیان نمانده است ؟ ما را با فلك زدگان راهی طریق هوی و هوس كاری نیست. آنان این كشتی طوفان زده اقیانوس بلا را جزیره غفلتی انگاشته اند، امن و امان، جاودانه و بی تاریخ. مگر این سفینه خاكی در دل این آسمان لا یتناهی كه محضر خداست به ناكجا آبادی بی خدا رسیده است؟ مگر باد شرطه مرگ بر خاسته است و دیگر كسی نمی میرد؟ روی سخن ما با آنان است كه هنوز محفل انس را رها نكرده اند، آنان كه هنوز دغدغه مرگ و معاد دارند و در انتظار موعودند. وای بر ما اگر این ولی خدا نیز در میان ما غریب باشد.... و مگر نیست؟

باید که ایرانی آباد داشته باشیم , دست در دست هم خواهیم ساخت ایرانی زیبا و پر از عدالت .....